محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4154

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« كه پاداش آن را نيافته‌ايم « رعايت كند « و چنان كه بايد نيكى كند « ما كه پيوسته پيرو حق تو بوده‌ايم « چرا از كشتن سران ما چشم نمىپوشى ؟ « كسى كه ترا به ديگران نفروخته « همانند كسى نيست « كه بازارى به دست آورده و فروخته « پسر حضين پيوسته با آنچه مىكنى « همدلى و هماهنگى مىكند « اگر حارث از وايليان آسوده خاطر بود « جزو ديگر كسان مايهء ترس تو مىشد « متكبرى شرور بود « كه ميان چيزهاى ديگر « ضلالت را نيز پراكند « ما ز مكتوب مهرزده اى كه دربارهء آن « عاصم مطيع كسان شد « جلوگيرى كرديم « اگر جايگاه پرچمهاى ما در ميان سپاه نبود « سپاهيان در خطر هلاك بودند « بدين سان رابطهء قديم را به نو پيوستيم « اما اميه بجز دورى نمىخواهد « اين ذخيره هاست كه سود آن